آفتابي که باشي آفتاب هم رفيق اَت ميشود...
كلاغ و طوطي هر دو سياه آفريده شدند
طوطي اعتراض كرد و زيبا شد
و كلاغ سكوت كرد و راضي شد به رضاي خدا
اكنون طوطي در قفس است و كلاغ آزاد!
كلاغ و طوطي هر دو سياه آفريده شدند
طوطي اعتراض كرد و زيبا شد
و كلاغ سكوت كرد و راضي شد به رضاي خدا
اكنون طوطي در قفس است و كلاغ آزاد!

با قلم ميگويم:
- اي همزاد، اي همراه،
اي هم سرنوشت
هر دومان حيران بازيهاي دورانهاي زشت.
شعرهايم را نوشتي
دستخوش؛
اشكهايم را كجا خواهي نوشت؟
فريدون مشيري

--------------------------------------------------------------------------------
خلقت زن
از هنگامي که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز مي گذشت.
فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکي مي فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده اي ؟
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند..
بوسه اي داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوي خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
به اين ترتيب، اين مي شود يک الگوي متعارف براي آنها.
خداوند سري تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت براي وقتي که از بچه هايش مي پرسد که چه کار مي کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روي صورتش است که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را مي فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعي کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود : نمي شود !!
چيزي نمانده تا کار خلق اين مخلوقي را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.
از اين پس مي تواند هنگام بيماري، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.
فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما اي خداوند، او را خيلي نرم آفريدي .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمي تواني بکني که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم مي تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر مي کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
اي واي، مثل اينکه اين نمونه نشتي دارد. به شما گفتم که در اين يکي زيادي مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتي نيست، اشک است.
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت : اشک وسيله اي است براي ابراز شادي، اندوه، درد، نا اميدي، تنهايي، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد اي خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کنند.
همواره بچه ها را به دندان مي کشند.
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.
بار زندگي را به دوش مي کشند،
ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.
وقتي خوشحالند گريه مي کنند.
و وقتي عصباني اند مي خندند.
براي آنچه باور دارند مي جنگند.
در مقابل بي عدالتي مي ايستند.
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، نه نمي پذيرند.
بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.
بدون قيد و شرط دوست مي دارند.
وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و و قتي دوستانشان پاداش مي گيرند، مي¬خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان مي شکند.
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،
با اينحال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.
آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند که نشانتان بدهند چه قدر برايشان مهم هستيد.
قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند مي دانند که بغل کردن و بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادي و اميد به ارمغان مي آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند
خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبي ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمي داند.
شهادت امام موسی کاظم تسلیت باد
ما درد عقاب خسته را ميفهميم
معناي پر شکسته را ميفهميم
گرچه کبوتر نه، ولي انسانيم
معناي فضاي بسته را ميفهميم
فرشته ها گفتند:.زمين همه ظلم است و فساد.
انسان گفت:اما من به خودم ظلم کرده ام.زمين تاوان ظلم من است.اگر خداوند چنين مي خواهد...
خداوند گفت:برو و آگاه باش جاده اي که تو را دوباره به بهشت مي رساند،از زمين مي گذرد.زميني آکنده از شر و خير،آکنده از حق و باطل،از خطا و از صواب،و اگر خير و حق و صواب پيروز شد،تو باز خواهي گشت،و گر نه....
و فرشته ها همه گريستند.اما انسان نرفت.انسان نمي توانست برود.انسان بر درگاه بهشت وامانده بود.مي ترسيد و مردد بود.
و آن وقت خداوند چيزي به انسان داد.چيزي که هستي را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.انسان دستهايش را گشود و خدا به او اختيار داد.
خدا گفت:حال انتخاب کن.زيرا که تو براي انتخاب کردن آفريده شدي.برو و بهترين را برگزين که بهشت،پاداش به گزيدن توست.عقل و دل و هزاران پيامبر نيز با تو خواهند آمد،تا تو بهترين را برگزيني.و آنگاه انسان زمين را انتخاب کرد،رنج و صبوري را.و اين آغاز انسان بود....

مهمترين يادگار امام در نيشابور حديث معروف سلسلةالذهب است که در وقت کوچ از نيشابور در بازار شهر، ايراد فرموده است. در گزارش ابوصلت هروي آمده: در وقت کوچ اما از نيشابور من با او بودم.
امام بر استري (شهباء) سياه و سفيد سوار بود. به ناگاه محمد بن رافع و احمد بن حرث و يحيي بن يحيي و اسحق بن راهويه و گروهي از علما در محله مربعه به دهانه استر آويختند و گفتند: تو را قسم ميدهيم به آبروي پدران پاکت، حديثي که از پدرت شنيدهاي براي ما روايت کن.
امام سر از کجاوه برون آورد و در حالي که ردائي مطرز و نگارين پوشيده بوده فرمود:
«حديث کرد مرا پدرم عبد صالح موسي بن جعفر و فرمود حديث کرد پدرم صادق، جعفر بن محمد و فرمود: حديث کرد مرا پدرم ابوجعفر بن علي باقر علوم انبيا و گفت: حديث کرد مرا پدرم علي بن حسين سيد العابدين و او گفت: حديث کرد مرا سيد جوانان اهل بهشت حسين. و او گفت: حديث کرد مرا پدرم علي بن ابيطالب، و او گفت: شنيدم پيامبر که فرمود: شنيدم از جبرئيل که گفت: خداوند جلّ و جلاله فرمود:
«انّي انا الله لا اله الاّ انا فاعبدوني. من جاء منکم بشهادة ان لا اله الاّ الله دخل في حصني و من دخل في حصني امن من عذابي»
منم خدايي که خدايي جز من نيست. پس مرا عبادت کنيد. هرکس لا اله الاّ الله بگويد داخل قلعه و حصار من شده است و هرکس داخل حصار من گردد از عذاب من ايمن است»
شيخ صدوق در گزارش ديگري حديث قدسي لا اله الاّ الله حصني را به نقل از اسحاق بن راهويه نقل کرده و اسحق افزوده است:
چون مرکب امام عبور کرد، امام صدا زد:
«بشرطها؛ و انا من شروطها»
«ولي به شروط آن و من از شروط آنم»
دلم گرفته خیلی...
شب آرزو ها نمی دونستم واسه خودم چه دعایی کنم خدایا
خدایا تو واسم دعا کن
دلم گریه می خواد...
سر زد به دل دوباره غم کودکانه اي
آهسته مي تراود از اين غم ترانه اي
باران شبيه کودکي ام پشت شيشه هاست
دارم هواي گريه خدايا بهانه اي!
قيصر امين پور
ديشب اين طبع، بيقرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكستهتان
واژههايم عيادتي بكند
***

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
ميشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشيات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني
***
واژهها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»
***
گرچه در باغ سينهات داري
لطفها، مهرها، محبتها
گفتي اما نميروي چو حسين
تا ابد زير بار بدعتها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لبها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد
***
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو كامل است، ناقص نيست
ميدهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
شعر : حجتالاسلام جواد محمدزماني
|
به آرامی آغاز به مردن ميكنی |
ترجمه شاملو
زیر آسمان به اعمالی دست میزنی که فرشتگان را به گریه میاندازد .
شکسپیر
خواب ديدم زير باران نماز ميخوانم
ايستاده بودم
باران بي دريغ مي باريد
مستحق آمرزش براي کدام گناهم هستم
من هرگز نماز نميخوانم
زلاله بي دريغه من
حست مي کنم وقتي در لحظه هاي اشک و بغض پناهي نمي يابم
چه حس قشنگيست کسي باشد دستت را در دستانش احساس کني آرام شوي
و انقدر بزرگوار باشد که به رويت نياورد که در لحظات خوش زندگي فراموشش کرده بودي
بي منت به آغوش پر مهرش تو را جاي دهد وبگويد "بخوان مرا تا اجابت کنم تورا " .
تو به من آموختي اما ذهن کند و دير پذير من خيلي دير مي فهمد معناي آموخته هاي تو را
و حال ياد گرفته ام که آرزوهاي دورو دراز مرا از تو دو رمي کند
ياد گرفته ا م اگر از تو دور شدم تو هنوز مرا ميبيني و صدايم مي کني که برگردم مرا سوي خودت مي خواني مرا مني که از تو دوري گزيده ام هنوز نگاهت را از من دريغ نمي کني
ياد گرفته ام اميد کسي را نا اميد نکنم چرا که اميد همه تويي
سعي ميکنم کسي را نرنجانم چرا که تو هيچ گاه مرا نرنجانده اي مهربانم
سعي مي كنم مغرور نباشم و خود را برتر از ديگري ندانم مي خواهم كاري كنم هميشه به من كه نگاه مي كني لبخند بر لبانت بنشيند كمكم كن . . .
امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .
لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم.
اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن آن تلاش نكن .
آنرا در صندوق ( چيزي براي خدا تا انجام دهد ) بگذار .
همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو . وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال (پيگيري) نكن .
در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان در زندگي ات وجود دارد تمركز کن . نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است
شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بيکار است و شغلي ندارد
ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند
وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده
وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مسافت زیادی پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد
ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند
وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند

حرف آخر : نود درصد از آنچه درباره اش نگرانيم هرگز پيش نخواهد آمد
آل عمران
19-درحقيقت دين نزد خدا همان اسلام است .
64- بگو اي اهل كتاب بيابيد بر سر سخني كه ميان ما وشما يكسان است يا بينيم كه جز خدا را بترسيم وچيزي را شريك او نگردانيم
85-هركه جز اسلام ديني ديگر جويد هرگز از وي پذيرفته نشود
92-هرگز به نيكوكاري نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد.
145-هيچ نفسي جز به فرمان خدا نميرود خداوند مرگ را بعنوان سرنوشتي معين مقرر كرده است
185-هرجانداري چشنده طعم مرگ است .
نساء
19-چه بسا چيزي را خوش نمي داريد خدا در آن مصلحت فراوان قرارمي دهد
79-هرچه از خوبيها به تو مي رسد از جانب خداست وآنچه از بدي به تو مي رسد از خود توست
107- از كساني كه به خويشتن خيانت مي كنند دفاع مكن كه خداوند هركس را كه خيانتگر وگناه پيشه باشد دوست ندارد.
111-هركس گناهي مرتكب شود فقط آن را به زبان خود مرتكب شده
135- اي كساني كه ايمان آورده ايد پيوسته به عدالت قيام كنيد وبراي خدا گواهي دهيد هرچند به زبان خودتان يا به زبان پدر ومادر وخويشاوندان شما باشد.
148- خداوند بانگ برداشتن به بدزباني را دوست ندارد مگر از كسي كه براو ستم رفته باشد وخدا شنواي داناست .
مائده:،
90- اي كساني كه ايمان آورده ايد شراب وقمار وشيرهاي قرعه پليدند واز عمل شيطانند پس از آنها دوري گزينيد.
برگرفته از وبلاگ مطالب قرآنی
42- حق را به باطل در نياميزيد وحقيقت را با آنكه خود مي دانيد كتمان نكنيد.
43-نمازرابرپاداريد و زكات رابدهيد.
155-قطعا شما را به چيزي از قبيل ترس ، گرسنگي وكاهش در اموال
وجانها ومحصولات مي آزمائيم ومژده ده شكيبايان را
177-نيكو كاري آن نيست كه روي خود را به سوي مشرق ويامغرب بگردانيد
، بلكه نيكي آن است كه كسي به خداوروز بازپسين وفرشتگان وكتاب
وپيامبران ايمان آورد ومال خود را با وجود دوست داشتن به خويشاوندان
ويتيمان وبينوايان ودر راه ماندگان وگدايان ودر راة آزاد كردن بندگان بدهد ونماز
را برپاي دارد وزكات را بدهد وآنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفا دارن
د ودر سخن وزبان به هنگام جنگ شكيبا باشند
188- اموالتان را ميان خودتان به ناروامخوريد وبعنوان رشوه قسمتي از آن را
به قضات مدهيد تا بخشي از اموال مردم را به گناه بخوريد درحالي كه
خودتان هم خوب مي دانيد
223-زنان شما كشتزارشماهستند پس از هرجا وهرگونه كه خواهيد به
كشتزار خود در اييد وآنها را براي خودتان مقدم داريد واز خدا پروا كنيد وبدانيد
كه اورا ديدار خواهيد كرد.
224- خدا را دستاويز سوگندهاي خود قرار مدهيد.
245- كيست آنكس كه به بندگان خدا وام نيكو دهد تا خدا آن را براي او چند برابر بيفزايد.
265-صدقات ، كساني كه اموال خويش را براي طلب خشنودي خدا
واستواري روحشان انفاق مي كنند همچون مثل باغي است كه برفراز پشته
اي قراردارد كه اگر رگباري به آن برسد دوچندان محصول بر آورد واگر رگباري
هم به آن نرسد باران ريزي براي آن بس است وخداوند بر آنچه انجام مي
دهيد بيناست.
268-شيطان شما را از تهيدستي بيم مي دهد وشما را به زشتي وامي دارد.
275-كساني كه ربا مي خورند (ازگور) برنمي خيزند مگر مانند برخواستن
كسي كه شيطان بر اثر تماس آشفته ترش كرده است وآنان اهل آتشنند .
باید توجه داشت کلیه وام هائیکه از بانک ها جهت دریافت جهیزیه ویاخرید
ماشین ومنزل مسکونی وغیره که توسط بانک سود دریافت می گردد ربا
محسوب می گردد وحرام است گرچه این بانکها در کشور اسلامی باشد
تازمانی که سود بانکی صفر نگردد وبصورت قرض الحسنه پرداخت نشود حرام است.
276- خدا از بركت ربا مي كاهد وبرصدقات مي افزايد.
برگرفته از وبلاگ مطالب قرآنی از رضا کوثری
- تو گفتي «آن غير ممكن است»،
خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن > است»،
- توگفتي «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»،
خداوند پاسخ داد «من تو را دوستدارم»،
- تو گفتي «من بسيار خسته هستم»،
خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
- تو گفتي «من توان ادامه دادن ندارم»،
خداوند پاسخ داد «رحمت من كافي است»
،- تو گفتي «من نميتوان مشكلات را حل كنم»،
خداوند پاسخ داد «من گامهاي تورا هدايت خواهم كرد»،
- تو گفتي «من نميتوانم آن را انجام دهم»،
خداوندپاسخ داد «تو هر كاري را با من ميتواني به انجام برساني»،
- تو گفتي «آن ارزشش راندارد»،
خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،
-تو گفتي «من نميتوانم خود را ببخشم»،
خداوند پاسخ داد «من تو را بخشيده ام»،
- تو گفتي «من ميترسم»،
خداوند پاسخ داد «من روحي ترسو به تو نداده ام»،
- تو گفتي «من هميشه نگران و نااميدم»،
خداوند پاسخ داد «تمام نگراني هايت را به دوش من بگذار»،
-تو گفتي «من به اندازه كافي ايمان ندارم»،
خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»
- تو گفتي «من به اندازه كافي باهوش نيستم»،
خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
-تو گفتي «من احساس تنهايي ميكنم»،
خداوند پاسخ داد : من هرگز تو را ترك نخواهم كرد...
شب جمعه اول ماه رجب را ليلة الرغا ئب « شب آرزوها »
ناميده اند .
اعمال مستحبي آن شب :
۱ - روزه باشد .
2- غسل بايد كرد و بهتر است پوشش با لباس سفيد رنگ و معطر باشد .
3- 6 نماز دو ركعتي ميبايست خواند ( مجموعا 12 ركعت ).
4- زمان خواندن نماز ؛ مابين نماز مغرب و عشا ميباشد .
طريقه خواندن نماز :
1-در هر ركعت : يكمرتبه سوره حمد و 3 مرتبه سوره انا انزلنا و 12 مرتبه سوره قل هوالله احد .
2- بعد از فارغ شدن از نماز ( به حالت نشسته ) 70 مرتبه ميگوئي :
« اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي اله »
3- سپس ( به سجده مي روي ) 70 مرتبه مي گوئي :
« سبوح قدوس رب الملائكة والروح »
4- سپس ( سر از سجده بر مي داري ) 70 مرتبه مي گوئي :
« رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم »
5- سپس ( باز به سجده مي بري ) 70 مرتبه مي گوئي :
« سبوح قدوس رب الملائكة والروح »
6 - سپس حا جا ت خود را از خداوند رحمان مي طلبي .
مفاتیح الجنان

انشالله آرزوهاي همگي بر آورده شود
چگونه زیستن را تو به من بیاموز
چگونه مردن را خود خواهم دانست...
دکتر علی شریعتی

آدمها اغلب نامعقول ، نا مانوس ، غيرمنطقي و خود خواهند
به هر حال آنها را ببخش .
اگر مهرباني کني ، تو را متهم به داشتن اهداف پنهاني و سود شخصي ميکنند
به هر حال مهربان باش .
اگر موفق شدي در کارهايت از ديگران پيشي گيري ، دشمناني سخت خواهي داشت
به هر حال موفق باش .
اگر درستکار و راستگو باشي ، ممکن است سرت کلاه برود
به هر حال راستگو باش .
آنچه را سالها زحمت کشيدي و ساختي ، ممکن است ديگران به ناگهان از بين ببرند
به هر حال سازنده باش .
اگر به ديگران چيزي آموختي ، ممکن است قدردانت نباشند
به هر حال آموزنده باش .
اگر به آرامش و شادي دست يافتي ، ممکن است به تو حسادت کنند
به هر حال آرام و شاد باش .
اگر به ديگران نيکي کني ، ممکن است فردا همه را فراموش کنند
به هر حال نيکوکار باش .
اگر جانت را در راه آرمانت فدا کني ، ممکن است کافي نباشد
به هر حال فداکار باش .
براي اينکه آسوده باشي ، بدان همه چيز بين تو و خداست
پس به همين فکر کن و آسوده باش.